عماد الدين حسن بن علي الطبري

359

كامل بهائى ( فارسي )

بنو هاشم به وقت مسح نزع خفين مىكنند . و همچنين جهر به « بسم اللّه الرحمن الرحيم » به مضادت بنى هاشم دفع كردند مع هذا جهر مفسد نماز نيست نزد ايشان . و سجده بر مأكول و ملبوس كردند زيرا كه شنيدند كه على عليه السّلام سجده بر خاك مىكند . و امير المؤمنين به موجبى كه رسول در نماز جنازه پنج تكبير مىگفت عمل مىفرمود ايشان به ضد او چهار تكبير كردند . و امير المؤمنين فرمود ، الجنازة متبوعة و ليست بتابعة ، لان من كان امامها فالجنازة تتبعه « 1 » . به مخالفت او در پيش جنازه رفتن بدعت نهادند ، و تابعان روايت كنند كه على عليه السّلام فرمود : لقد علم ابو بكر ان المشى خلف الجنازة افضل من المشى امامها . به تحقيق دانست ابو بكر كه رفتن در پس جنازه فاضل‌تر است از رفتن در پيش آن . و همچنين اباحت اكل ذبيحهء ذمى و اكل ارانب و امثال آن به مخالفت سانح بنهادند و گويند كه او از اهل جنت است . و امير المؤمنين در زمان خلافت خود آنچه مقدور مىشد تغيير مىكرد بتانى و آهستگى و باقى آنچه مقدور نمىشد به حال خود مىگذاشت و دائما در خوف و اضطراب بودى از غلبه و آشوب جهال و تقيه نمودن كما قال اللّه تعالى تنبيها عليه من موسى : فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ ( شعراء 20 ) و قوله تعالى ، فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى ( طه 70 ) . فصل سوم فى ان عليا لم يقدر فى تبديل ما غيروا عن اصله لخوفه عن اصحابه ( و ترك محاربتهم ) بدان كه از ترك علت نگويند زيرا كه نفى معلل نباشد دائما علت از اثبات گويند و نيز سوء ادب باشد رعيت را بر فعل امام اعتراض كردن « لا يسأل عما يفعل و هم يسئلون » پس نرسد رعيت را كه گويند امير المؤمنين چرا با ايشان حرب نكرد و با معاويه حرب كرد . و نيز در روزگار معاويه صد و بيست هزار مرد جنگى با على بودند و در روزگار شيوخ مدد نبود الّا نفر اندك و اگر چه بسيارى بر مذاهب مختلفه بودند اما در حرب به معاويه با

--> ( 1 ) - سند اين روايت را پيدا نكرديم .